Header - ببینیم

ببینیم » فیلم و سریال » تمام شکست‌های گیشه‌ای پیکسار؛ انیمیشن هایی که حتی فکرش را هم نمیکنید

تمام شکست‌های گیشه‌ای پیکسار؛ انیمیشن هایی که حتی فکرش را هم نمیکنید

پیکسار شاید یکی از محبوبترین استودیوهای انیمیشن تاریخ باشد، اما این زیرمجموعه دیزنی با شکست های گیشه‌ای غریبه نیست. پیکسار که فعالیتش را در دهه ۷۰ میلادی آغاز کرد، در دهه ۸۰ به‌طور تخصصی روی تصاویر تولیدشده با کامپیوتر تمرکز داشت. از همان ابتدا، انیمیشن CGI مهم‌ترین نقطه قوت پیکسار بود؛ مسیری که در نهایت به ساخت نخستین فیلم بلند انیمیشنی کاملاً رایانه‌ای تاریخ یعنی Toy Story رسید.

پیکسار با همکاری دیزنی، تولید فیلم‌های بلند را به‌صورت جدی آغاز کرد و Toy Story فقط شروع مجموعه‌ای از آثار درخشان بود. این استودیو که به داستان‌گویی انسانی و پرجزئیات شهرت دارد، از نظر فلسفه روایت با دیزنی هم‌خوانی زیادی داشت؛ بنابراین خرید پیکسار توسط «خانه موش» در سال ۲۰۰۶ چندان هم غافلگیرکننده نبود. این اتفاق پیکسار را برای ساخت فیلم‌های بیشتر جسورتر کرد و موفقیتها یکی پس از دیگری آمدند.

با این حال، دوران سلطه پیکسار بر گیشه سرانجام به پایان رسید. این استودیو نخستین شکست بزرگ خود را دو دهه بعد از Toy Story تجربه کرد و از آن زمان مسیرش از نظر ثبات تجاری نوسان‌های بیشتری داشته است. بسیاری از بزرگ‌ترین ناکامی‌های مالی پیکسار به دوران همه‌گیری کووید-۱۹ مربوط می‌شود، اما برخی دیگر هم از استراتژی جدید انتشار آثار آسیب دیدند.

این‌که فیلم‌ها فقط چند هفته بعد از اکران سینمایی به دیزنی‌پلاس می‌آیند، باعث شده بخشی از تماشاگران ترجیح بدهند صبر کنند و نسخه استریم را ببینند؛ و همین موضوع مستقیماً به گیشه ضربه زده است. با این حال، مثل همیشه، اعداد فروش همه حقیقت را نمی‌گویند. بعضی از بهترین تولیدات اخیر پیکسار از نظر تجاری شکست خوردند، در حالی که برخی دیگر واقعاً هم سزاوار عملکرد ضعیف خود بودند.

Lightyear (2022) تمام شکست‌های گیشه‌ای پیکسار

Lightyear (2022)

Lightyear محصول سال ۲۰۲۲ شاید از نظر کیفیت فیلم‌سازی بدترین مورد میان شکست‌های مالی پیکسار باشد، اما به‌هیچ‌وجه فیلمی افتضاح محسوب نمی‌شود. داستان فیلم در جهان خیالی فرنچایز اسباب‌بازی «باز لایت‌یر» می‌گذرد و شخصیت اصلی را در یک مأموریت فضایی خطرناک دنبال می‌کند. با شکوه بصری همیشگی پیکسار، این فیلم از نظر تصویر یک ضیافت چشم‌نواز است.

اما در کنار این نقاط قوت، نوعی سادگی و بی‌رمقی در داستان وجود دارد که مانع می‌شود Lightyear در کنار آثار خلاقانه‌تر و اصیل‌تر پیکسار جایگاه بالایی پیدا کند. این فیلم در نهایت یک ماجراجویی علمی-تخیلی استاندارد است و پیام اخلاقی‌اش هم چندان محکم و الهام‌بخش نیست. حضور یک عنصر نمایشی مرتبط با جامعه LGBTQ+ در فیلم در برخی فضای‌های حاشیه‌ای اینترنت جنجال ایجاد کرد، اما در مجموع فیلم روایتِ بی‌حاشیه و کم‌تنشی دارد.

بزرگترین ناکامی Lightyear در گیشه رقم خورد و فیلم از این نظر یک شکست جدی بود. با فروش حدود ۲۲۰ میلیون دلار در برابر بودجه ۲۰۰ میلیون دلاری (بر اساس Box Office Mojo)، گفته می‌شود فیلم در مجموع بیش از ۱۰۰ میلیون دلار ضرر کرده است. Lightyear از نظر کیفیت هم ضعیف‌ترین نمونه در میان شکست‌های مالی پیکسار است و از این جهت شوک‌آورتر به نظر می‌رسد که با یک برند بزرگ و شناخته‌شده گره خورده بود.

بهترین و پرمخاطب ترین سایت فیلم دیدن با دوستان ببینیم، است همراه ما باشید.

The Good Dinosaur (2015)

بعد از سال‌ها موفقیت، «دایناسور خوب» اولین فیلم پیکسار بود که در گیشه شکست خورد. این فیلمِ ۲۰۱۵ دوران پیشاتاریخ را بازآفرینی می‌کند و داستان دایناسوری جوان و خجالتی را روایت می‌کند که با یک پسر غارنشین دوست می‌شود. فیلم باهوشانه روایت را وارونه می‌کند؛ دایناسورها را شخصیت‌های اصلی قرار می‌دهد و انسان‌های اولیه را موجوداتی حیوانی و وحشی نشان می‌دهد.

طبیعتاً «دایناسور خوب» از نظر بصری فوق‌العاده پرزرق‌وبرق و چشمگیر است و با طراحی‌های خاص شخصیت‌ها، ادامه‌دهنده مسیر تکامل سبک تصویری پیکسار محسوب می‌شود. اما متأسفانه فیلم چندان درگیرکننده نیست و آن «قلاب داستانی» را ندارد که حس کلاسیک و امضادار پیکسار را ایجاد کند. تماشاگران هم واکنش مشابهی نشان دادند و فیلم در گیشه شکست خورد؛ هرچند شکستش در شرایطی رقم خورد که درآمد قابل توجهی داشت.

«دایناسور خوب» حدود ۱۰۰ میلیون دلار بیشتر از بودجه‌اش فروخت (Box Office Mojo)، اما همین هم برای پوشش هزینه‌ها کافی نبود. با وجود این شکست مالی سنگین، باید به فیلم حق داد که تلاش کرده اثری متفاوت و اصیل باشد. حتی وقتی هم که به شکل چشمگیری شکست می‌خورد، «دایناسور خوب» از بسیاری از پروژه‌های صرفاً پول‌سازِ مبتنی بر فرنچایزها در پیکسار بهتر است.

Elio (2025)

Elio (2025)

بدون هیچ فرنچایز شناخته‌شده‌ای برای اتکا، «الیو» عملاً در میانه طوفان بازار رها شد. فیلم درباره پسربچه‌ای شیفته فضاست که به اشتباه ربوده می‌شود، چون موجودات فضایی او را رهبر زمین تصور می‌کنند. این پروژه در سال‌های منتهی به اکران، تغییرات بزرگی را پشت سر گذاشت و «الیو» عملاً از همان ابتدا شانس زیادی نداشت.

کنار گذاشتن یا بی‌انگیزگی پیکسار نسبت به این پروژه تا حدی غم‌انگیز است، چون این کمدی علمی-تخیلی خانوادگی نیز یکی دیگر از آثار خیال‌پردازانه‌ای است که در گیشه شکست خورد. شاید «الیو» زیباترین فیلم پیکسار نباشد، اما داستانی صادقانه دارد که می‌تواند هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان جذاب باشد.

«الیو» بدترین افتتاحیه تاریخ پیکسار را ثبت کرد و در نهایت حدود ۱۵۰ میلیون دلار در برابر بودجه‌ای نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار فروش داشت (Box Office Mojo). مثل «دایناسور خوب»، «الیو» هم جزو بهترین تلاش‌های پیکسار نیست، اما از بعضی از آثار پرفروش این استودیو بهتر است. ضمن اینکه تنها فیلم اصیل نیست که در فضای پساکرونا شکست خورده است.

Turning Red (2022)

حتی در آثار خیال‌پردازانه‌تر سال‌های اخیر، پیکسار گاهی بیش از حد محافظه‌کار بوده است. «قرمز شدن» دقیقاً در جهت مخالف حرکت می‌کند و همچنان یکی از خلاقانه‌ترین تجربه‌های استودیو تا امروز به شمار می‌رود. داستان درباره دختری پرجنب‌وجوش و باهوش در آستانه نوجوانی است که ناگهان زندگی‌اش زیرورو می‌شود؛ چون هر وقت عصبی یا بیش از حد هیجان‌زده می‌شود، به یک پاندا قرمز غول‌پیکر تبدیل می‌گردد.

«قرمز شدن» با مهارت به موضوع حساس بلوغ می‌پردازد و مشخصاً مخاطب اصلی‌اش گروه سنی پیشانوجوان است. با این حال، این تمرکز، جذابیت فیلم را محدود نمی‌کند و برای تماشاگران هر سن‌وسالی جنبه‌های قابل همذات‌پنداری دارد. با وجود اکران در ۲۰۲۲، فیلم همچنان قربانی شرایط کرونایی شد و در آمریکا اکران سینمایی گسترده‌ای نداشت.

این مسئله باعث شد فیلم فقط ۲۱ میلیون دلار بفروشد (Box Office Mojo)، هرچند در دیزنی‌پلاس مخاطبان خودش را پیدا کرد. «قرمز شدن» فیلمی بی‌نقص نیست، اما نشان‌دهنده تعهد پیکسار به اصالت و جسارت است؛ و می‌توان گفت در فهرست آثار این استودیو، فیلم دیگری شبیه آن وجود ندارد. معلوم نیست اگر اکران کامل سینمایی می‌گرفت، چه عملکردی پیدا می‌کرد.

شکست های استودیو پیکسار

Luca (2021)

سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ برای صنعت سینما به‌طور کلی دوران سختی بود، اما دیزنی و پیکسار هم در دوره همه‌گیری کرونا چند شکست قابل توجه داشتند. «لوکا» یکی از همین شکست‌هاست و داستان هیولای دریایی کوچکی را روایت می‌کند که در یک روستای کوچک ایتالیایی، زندگی روی خشکی را تجربه می‌کند. فیلم بامزه، خوش‌ساخت و از نظر بصری دلنشین است و از منابع الهام متعددی بهره می‌برد.

فیلم بدون اینکه بیش از حد تلاش کند، مضامینش را گسترش می‌دهد. «لوکا» اساساً داستان پذیرفته شدن و جا افتادن در جمع است و روایتش را طوری پیش می‌برد که در جزئیات سنگین غرق نمی‌شود. منتقدان امتیازهای بالایی به آن دادند، اما اکران محدود باعث شد این «گوهر پنهان» پیکسار از همان ابتدا شانسی برای موفقیت گیشه‌ای نداشته باشد.

همه‌گیری آن را به دیزنی‌پلاس سوق داد و آنجا میلیاردها ساعت تماشا ثبت کرد. با این حال، در مقایسه با دیگر آثار آن دوره کمتر دیده و مطرح شد. «لوکا» شاید برای پیکسار اثری «متوسط» باشد، اما همچنان یکی از بهترین انیمیشن‌های اوایل دهه ۲۰۲۰ محسوب می‌شود. سادگی فیلم بزرگ‌ترین نقطه قوت آن است؛ چیزی که پیکسار در سال‌های اخیر برای بازآفرینی‌اش چالش داشته است.

برای مطالعه مقالاتی بیشار از این دست به مرکز مقالات سایت ببینیم مراجعه کنید.

Onward (2020)

قبل از اینکه همه‌گیری کرونا همه چیز را به هم بریزد، سال ۲۰۲۰ می‌توانست سالی طلایی برای پیکسار باشد. «آن‌وُرد» در ابتدای همان سال اکران شد و داستان دو برادر الف را دنبال می‌کند که برای یافتن یک شیء جادویی به سفر می‌روند؛ شیئی که به آن‌ها اجازه می‌دهد یک بار دیگر پدرشان را ببینند. فیلم فانتزی کلاسیک را با نشانه‌ها و موتیف‌های بصری مدرن ترکیب می‌کند.

«آن‌وُرد» که شاید یکی از دست‌کم‌گرفته‌شده‌ترین فیلم‌های پیکسار باشد، در گیشه‌ای که به‌شدت تحت فشار قرار داشت، حدود ۱۴۰ میلیون دلار فروش کرد (Box Office Mojo) و بعد به دیزنی‌پلاس منتقل شد. در آنجا به شکل یک موفقیت آرام و تدریجی دوباره جان گرفت و تماشاگران بهتر توانستند انتخاب‌های ظریف شخصیت‌پردازی و مضامین غنی‌تر فیلم را درک کنند. هیچ فیلم مدرن پیکسار به اندازه «آن‌وُرد» نتوانسته چنین جهان‌سازی گسترده‌ای ارائه دهد.

قضاوت درباره فیلمی مثل «آن‌وُرد» صرفاً با معیار فروش منصفانه نیست و همین که بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در آن شرایط فروخت، خود نشان‌دهنده کیفیت آن است. اگر شرایط ایده‌آل بود، نمی‌توان حدس زد فیلم تا چه اندازه موفق می‌شد. «آن‌وُرد» در عین پایبندی به اصالت، تا حدی حس و حال روزهای ابتدایی پیکسار را بازسازی کرد.

Soul (2020)

Soul (2020)

«روح» واقعاً یکی از بهترین فیلم‌های پیکسار است، اما شرایط انتشارش باعث شد در زمان خودش کمتر دیده شود. داستان درباره معلم موسیقی راهنمایی است که رویای تبدیل شدن به نوازنده جَز را دارد، اما سر از جهان پس از مرگ درمی‌آورد و سفری عاطفی را برای یافتن معنای واقعی فراخوان زندگی‌اش آغاز می‌کند. پیکسار در این اثرِ شاعرانه، اوج غنای روایی خود را به نمایش می‌گذارد.

«روح» نخستین فیلم پیکسار بود که یک شخصیت اصلی سیاه‌پوست داشت.

«روح» بدون اینکه بخواهد صرفاً برای کودکان دلربایی کند، با تمام توان وارد یک روایت بلندپروازانه می‌شود که مفاهیم پذیرش، هدف، و معنای زندگی را محور قرار می‌دهد. فیلم به‌جای تحمیل یک پیام واحد، به تماشاگر اجازه می‌دهد خودش تصمیم بگیرد کدام لایه اخلاقی یا فلسفی برایش مهم‌تر است. داستان بسیار شخصی و خاص است، اما در عین حال دامنه همدلی گسترده‌ای دارد.

اکران سینمایی جدی «روح» عملاً تا ۲۰۲۴ به تعویق افتاد و آن زمان حدود ۱۲۰ میلیون دلار فروش کرد (Box Office Mojo). با این حال، نسبت به بودجه‌اش همچنان یک شکست مالی محسوب می‌شود. اما فارغ از اعداد، «روح» همیشه بخشی مهم از کارنامه پیکسار خواهد بود و احتمالاً مدت زیادی طول می‌کشد تا این استودیو دوباره فیلمی با چنین جنس و جسارتی بسازد.